سلام!
روزهاي برفي شما بخير... شديدا عذرخواهي مي كنم كه يك مدت نتونستم وبلاگم رو به روز كنم، می دونم با خودتون مي گين صد سال سياه به روز نكن!!! ولي به هر حال دوباره به قول خارجي ها «آپديت» شدم و از نظرات شما بهره مي برم...
در ضمن يك ستون به صفحه فرهنگ هفته نامه وزين "نخست" اضافه كرديم با عنوان «يادداشتهاي آقاي منتقدزاده» من كه شك ندارم هيچ كدوم از شما ها «نخست» رو نمي خونيد، ولي تو وبلاگ حتما مطالعه اش كنيد، بدنيست... راستی از "نخست نیوز" یادتون نره!
نژادپرستي از نوع فرهنگي

واقعاً نمي دانم گناهش گردن كيست! اصلا گناهي دارد؟ به نظر من كه نه! يعني نه به نظر من كه به نظر يكي از بزرگترين تئورسين هاي ايران...
ادامه مطلب
يادداشتي بر «در شهر خبري نيست، هست!»؛
متفاوت، اما تاريخ گذشته!

«در شهر خبري نيست، هست!» خواسته تا فيلمي متفاوت باشد و شايد تا حدودي هم در اين زمينه موفق بوده، ولي مهم كيفيت هايي است كه به واسطه كميت هايي چون فروش بيشتر، خندههاي زوركي و به قولي «نوگرايي» از دست مي رود...
ادامه مطلب
نگاهيبهتاريخچهتعزيهخوانيدرايران؛
سوگواري هنرمندانه

«تعزيه» نمايشي است مردمي و تجسم تلفيق فرهنگ توده و مذهب، حافظ آرمانهاي دروني نسلهاي متمادي و حاوي ويژگي هاي خارق العاده هنر نمايش و الگوي تئاتر نوين...
ادامه مطلب
سرمای زمستان محو در گرمای شادی

اينجا مشهد است، كوه هاي آب و برق، ميانه ترين ساعات روز... برف و سرما به جدل افتاده اند و جنگ اين دو، شادي مردمي را فراهم آورده كه چند روزي هست، فارغ از هرگونه فعاليت اداري و درسي آمده اند تا از نوك كوه تا پايه يك درخت كاج كوچك را روي زمين بلغزند...
ادامه مطلب
