تبليغاتX
دست نوشته های یک روزنامه نگار آماتور
جنجال آفرین ها 0:13 قبل از ظهر

به جاي يادداشت؛

آنچه ما اسمش را جنجال گذاشتيم!

يكم؛ انتخابات دعوت

دوم ؛ اليور احمدي نژاد!

◄سوم ؛ آي با كلاه ، آي بي كلاه

چهارم؛ يانگوم سه شب آمد

پنجم؛ عمر شريف مارمولك مي شود!

ششم؛ اعتراضات الكي


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: فرهنگي هنري | لینک ثابت |

لطفا همدیگر را بوس نکنید! 3:50 بعد از ظهر
                 
                                               *عكس از اردوان نوشت*

از این به بعد چون می خوام با اجازه جمع حاضر، پدر و مادرم و مسوولين محترم كشوري و لشگري يكم واسه كنكور بخونم و نمي تونم فعاليت چنداني در عرصه مطبوعات داشته باشم، از اين مطالب كه هيچ ربطي به حوزه فعاليتم نداره هم مي ذارم... اين فعلا اوليش!
لازم به ذكر است كه من در تاريخ دهم تيرماه ۱۳۸۷ در سال نوآوري و شكوفايي امتحان كنكور سراسري هنر دارم و تا اين لحظه فقط بالغ بر ۵۰۰هزار تومان خرج كتاب و كلاس كردم، ولي تا كنون هيچ يك از آن ها را نخوانده ام و به قولي هنوز نوي نويند...

نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: | لینک ثابت |

وضعیت اکران مشهد در سال 86 11:40 بعد از ظهر

نگاهی به وضعیت اکران سال 86 مشهد؛

 

زباله های سینمای پایتخت

هفته نامه شهرآرا

همیشه یکی از مسائلی که بر استقبال مردم از سینماها تاثیر گذاشته، مبحث اکران فیلم های سینمایی است. امسال در حالی مشهد سال 86 را به پایان می برد که فیلم هایی که روی پرده رفتند، چندان رضایت بخش نبودند و البته به موازات این، فیلمهایی اکران شد که رضایت نسبی تماشاگران را به دنبال داشت. فیلم های اکران شده امسال را البته در مشهد می توان به 3 دسته کمدی، اجتماعی و دفاع مقدس تقسیم بندی کرد. بدون تردید و با توجه به سابقه پیشین این نوع فیلم ها رتبه فروش اول سینماها مختص آثار کمدی است، ژانر اجتماعی را نیز می توان در رتبه دوم دانست و متاسفانه گونه سینمایی دفاع مقدس گزینه سوم است...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: فرهنگي هنري | لینک ثابت |

به آفتاب سلامی دوباره 1:15 قبل از ظهر

هزاران سلام بهاری تقدیم به همه اونایی که در نبود من به این وبگاه محقر سری می زدند و صاحبخانه را مورد لطف قرار می دادند...

راستش غیبت من چند تا دلیل داشت که یکیش فعالیتهای سیاسی در آستانه انتخابات بود، بعد از اون هم بازی کردن در نمایش «بی بهانه به یادم باش...» در «دومین جشنواره تئاتر پویا» مقدار زیادی از وقتم رو گرفته بود، تدوین نماهنگ «اردی بهشت» که تو محرم ساخته بودم هم مزید بر علت شده بود، ناگفته نمونه که یه مدت هم مودم رو سیستمم نصب نبود و مهم تر از همه اینکه چند وقته که مطالبم رو می برم تو دفتر نشریه تایپ می کنم، واسه همین فایلشو خودم نداشتم که بذارم روی وبلاگ!

بگذریم...اگر خاطرتون باشه یک نظر سنجی مبنی بر انتخاب بهترین نقد نوشته شده، روی وبلاگم گذاشته بودم؛ بر این اساس نقد فیلم «توفیق اجباری» با کسب ۸ رای از مجموع ۱۵رای به عنوان بهترین نقد انتخاب شد و نقد فیلم های «پسران آجری»، «رفیق بد» و «کلاغ پر» به ترتیب دوم تا چهارم شدند، با این حساب از امروز دومین نظر سنجی با عنوان انتخاب بهترین مصاحبه آغاز شده که اگر دوست داشتید شرکت کنید.

به هر حال خیلی خیلی ممنون بابت بازدید بی حاصل شما و اظهار لطفتون و عذرخواهی شدید بابت دیر به روز کردن و یک توضیح اینکه مقدار زیادی از مطالبم فایل تایپیش گم شده واسه همین همه نوشته هام رو نتونستم رو وبلاگ بذارم و دوم اینکه مطالب به ترتیب نیست، واسه همین ازتون می خوام چنانچه خواستید بخونید از پایین یک نیم نگاهی به همش بندازید، ممنون! راستی...

                                  سال بسیار خوبی داشته باشید 

نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: | لینک ثابت |

یادداشت های آقای منتقد زاده 0:45 قبل از ظهر

شبا که ما می خوابیم «روابط عمومی» بیداره...

آقای منتقدزاده

یکسال دیگر هم تمام شد و ما اصحاب رسانه چه حالی کردیم با پل ارتباطی مان در اداره جات و سازمان ها و نهاد ها، مدیران محترم روابط عمومی! از جایی که مجال این ستون چندان زیاد نیست فقط به صورت تیتروار چند مورد از نحوه همکاری این افراد متعهد را برایتان ذکر می کنیم که باورتان شود، روابط عمومی همیشه بیدار است... بخوانید، البته لطفا؛


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: | لینک ثابت |

به مناسبت سالمرگ رسول سینمای ایران 0:17 قبل از ظهر

از صحبتهای رسول سینمای ایران؛

 

اگر ريا كاري لطافت است،من عاشق خشونتم!

 

پانزدهم اسفندماه یادآور سالمرگ غم انگیز رسول سینمای ایران است، کسی که انگار همین دیروز بود که در رسانه ملی نشسته بود درباره «میم مثل مادر» سخن می گفت... کسی که او هم حالا به اذهان آمده حالا که دیگر هرکجا را می نگری رسولی نمی بینی...  «مرحوم رسول ملاقلی پور» با ساخت «پرواز در شب» جايزه بهترين فيلم را از جشنواره پنجم فيلم فجر بدست آورد. با «افق» قدرت كارگرداني خود را به رخ همگان كشيد و با ساخت «مجنون» و «خسوف» همگام با شرايط روز حركت كرد. اما با فيلم «پناهنده»  نزد منتقدان به محبوبيت رسيد و در سال 1374 يكي از بهترين فيلمهايش را ساخت؛ شكست «سفر به چزابه» در اكران عمومي و توقيف «نجات يافتگان» ،‌ ملاقلي پور را واداشت تا براي جبران ضرر، بدترين فيلم كارنامه اش را رقم بزند؛ «كمكم كن» و براي اثبات توانايي هايش يك سال بعد «هيوا» را ساخت كه در جشنواره هفدهم فيلم فجر جايزه بهترين كارگرداني و بهترين فيلم را علاوه بر جوايز ديگر نصيب خود كرد. اما در سال 1378 ملاقلي پور فيلم سه اپيزودي «نسل سوخته» را ساخت و خيلي چيزها را ثابت كرد. «قارچ سمي» كه در سال 1380 ساخته شد، تمام ضعفهاي« كمكم كن» و تمام قوتهاي«نسل سوخته» را يكجا با خود داشت. يك فيلم خوش ساخت با شخصيتها و نگاهي آشفته و روان پريش. «مزرعه پدري» جديدترين ساخته ملاقلي پور كه در روز 20 آبان 1381 كليد خورد، به گفته خودش خداحافظي او از سينماي دفاع مقدس را به همراه داشت... حالا دیگر خواندن اینها فقط مرور است و مرور وگرنه تقدير چنان شد كه يكي از نشانه هاي تاريخ سينمای نوين ايران در 15اسفندماه سر بر آستان يار بسايد و ستاره اي از ستارگان اين مرز و بوم خاموش شود. او سختي راه هاي ناهموار را برخود هموار كرد. رياضت كشيد و بر روح و جسم خويش رنج هاي بسيار تحميل كرد، عاشق بود و مسافر و در تلاش دائم براي اين كه بياموزد. تلاش جانفرساي او در لحظه لحظه آثارش مشهود بود. نشانه هايي بارز از عشق و محبت و به طريق خويش. او با «نينوا» آغاز كرد و به رسم وفاداري به مولاي آزاده اش، حسين (ع) با «عصر روز دهم» دفتر سينما را بست و چنين بود كه چون سنگي در آب رها شد و به ژرفاي رود رسيد و رفت...

نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: فرهنگي هنري | لینک ثابت |

گفتگو با محمد الهی 0:0 قبل از ظهر

با «محمد الهي» به صرف يك نسكافه داغ؛

 

معتاد تئاتر شده ام!

          

شايد «محمد الهي» براي خيلي ها نام آشنايي نباشد ، اما بي ترديد يكي از چهره هاي موفق تئاتر، سينما و تلويزيون است. الهي در پانزدهم دومين ماه بهاري سال 1341 در احمدآباد مشهد به دنيا آمده،  دوران ابتدايي را در دبستان هدايت گذرانده و از آخرين سال اين مقطع تحصيلي هم وارد عرصه هنر شده است. مدرسه راهنمايي دكتر عبدالله فريار هم در سه سال راهنمايي ، خانه دوم او بوده است. مقطع دبيرستان را هم در مدرسه شهيد نواب صفويِ خيابان جهانباني گذرانده است . محمد الهي در يك شب سرد پاييزي و در يكي از كافي شاپ هاي شهر ، مهمان ما شد و مثل هميشه دلش از همه جا پر بود و شايد به خاطر همين هم است كه مصاحبه ما بيشتر به يك مصاحبه هنري بدل شده است؛


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: فرهنگي هنري | لینک ثابت |