داد معشوقه به عاشق پیغام *** که کند مادر تو با من جنگ
نگـاه غضـب آلــوده زنــد *** بر دل نازک من تیر خدنگ
مادر سنگ دلت تا زنـدست *** شهد در کام من و توست شرنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی *** باید این ساعت بی خوف و درنگ
روی و سینه تنگـش بــدری *** دل برون آری از آن سینه تنگ

عـاشـق بـی خـرد ناهنـجار *** نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ
رفت و مادر را افکند به خاک *** سینه بدرید و دل آورد به چنگ
قصد سر منزل معشوقه نـمود *** دل مادر به کفش چون نارنگ
ازقضا خورد دم در به زمیــن *** و اندکی رنجه شد او را آرنگ
آن دل گرم که جان داشت هنوز *** اوفتاد از کف آن بی فرهنگ
از زمین باز چو برخاست نمود *** پی برداشتن دل، آهنگ
آه دست پسرم یافت خراش * وای پای پسرم خورد به سنگ
سرمای زمستان محو در گرمای شادی

اينجا مشهد است، كوه هاي آب و برق، ميانه ترين ساعات روز... برف و سرما به جدل افتاده اند و جنگ اين دو، شادي مردمي را فراهم آورده كه چند روزي هست، فارغ از هرگونه فعاليت اداري و درسي آمده اند تا از نوك كوه تا پايه يك درخت كاج كوچك را روي زمين بلغزند...
ادامه مطلب
تجمع سه روزه تاکسیرانان مقابل استانداری خراسان رضوی؛

دور تا دور ساختمان استانداري خراسان رضوي ، از تجمع تاكسيرانان زرد پوش شده است . ترافيك سنگيني بر خيابان هاي اطراف حاكم است ، اما هيچ كس توجه نمي كند. گمانم بر اينست كه هنوز بحث بنزين به ميان است ، جلو مي روم ، ابزار نگارشم را كه از كيفم بيرون مي آورم در عرض چند دقيقه ده ها نفر دور من حلقه مي زنند. همه دلشان پر است...
ادامه مطلب
