تبليغاتX
دست نوشته های یک روزنامه نگار آماتور
گفتگو با مزدک میرزایی 3:55 بعد از ظهر

حالا روی یکی از پله های اول گزارشگری در ایران «مزدک میرزایی» ایستاده، او با اینکه رشته درسی اش هیچ ارتباطی با کارش ندارد، اما از اولین افرادی بود که برای ارتقا سطح علمی فوتبال گام برداشت و اتفاقا در این زمینه هم موفق بود و نشان داد که گزارشهای توأم با تزریق اطلاعات مختلف به مخاطب تا چه حد موثر تر از سایر گزارش هاست. اصلا یکی از دلایلی هم که در سال 84 به عنوان برترین گزارشگر فوتبال انتخاب شد، همین ریزه کاری هایی بود که در اجرایش هست. «مزدک میرزایی» حالا و در مرز 38 سالگی علاوه بر فعالیت های ورزشی اش، مدیر عامل شرکت تبلیغاتی «سیب نقره ای ایرانیان» هم هست، گفتگویی هم که می خوانید یکی از همکارانش در همین شرکت جفت و جور کرد، گفتگویی که خود مزدک می گوید، بعد از 5سال دوری از مصاحبه انجامش داده؛

 

* آقای میرزایی! روز اول چه کسی به شما گفت که می توانید یک گزارشگر شوید؟

واقعا کسی بهم نگفت، دلیل اینکه گزارشگر شدم فقط خودم بودم و علاقه ای که داشتم.

* حالا چرا گزارشگری؟

راستش من از اول دوست داشتم فوتبالیست شوم، ولی نشدم. برای همین خواستم به هر نحوی در کنار این ورزش مهیج حضور داشته باشم، برای همین این شغل را انتخاب کردم، ولی واقعا فکر نمی‌کردم آنقدر آلوده‌اش شوم!

* فوتبال هم بازی کرده بودید یا فقط دوست داشتید؟

در تیم های نوجوانان بازی می کردم، تا حدود 17 سالگی هم بازی کردم، بعدش دیگر، هم خودم دنبال نکردم، هم محیط اطرافم نگذاشت که دنبال کنم.

* محیط اطراف، چرا؟

خودم خیلی علاقه داشتم، ولی یک سری اتفاقاتی در زندگی‌ام افتاد که نشد.

* خب، چطور رسما وارد این رشته شدید؟

خیلی تست دادم، حدود 20بار، شاید هم بیشتر! هربار یک چیزی می گفتند؛ «صدایت بچه گانه است» یا می گفتند«برو نوار ضبط کن»، «برو صدای تلویزیون را قطع کن و برای خودت گزارش کن» خلاصه اینکه دردسر زیادی کشیدم.

* این مال چه سالی است؟

سال 76، 3 سال قبل از من جواد خیابانی آمده بود و عادل هم که 1سال پیش از من وارد این حرفه شده بود.

*  اولین گزارشتان هم مال همان سال بود؟

آره، بازی نانت و موناکو بود که البته پخش مستقیم نبود، ضبطی بود. همان سال هم اولین بازی زنده ام را گزارش کردم که بین ایران و جامائیکا بود. چند وقت قبل تر از جام جهانی 98فرانسه.

* حتما کلی استرس و هیجان داشتید موقع اولین اجرا؟!

اتفاقا نه به آن صورت! چون آنقدر تست داده بودم که هرچی استرس و هیجان داشتم ریخته بود. ولی به هر حال بازهم تا حدودی وجود داشت، یادم هست اوایل کارم وقتی به سمت ورزشگاه می رفتیم، دوست داشتم اصلا نرسیم و بیشتر در راه باشیم! ولی همه اینها مال همان دقایق ابتدایی بود، چون بعد از هفت هشت دقیقه اول، همه چیز عادی می شد.

* بهترین گزارشی که در طول این 11سال کردید...

در یکی دو سال گذشته، گزارش بعضی بازی ها به دلم نشسته، ولی واقعا یادم نیست کدام یکی ها!

   در نمایشگاه مطبوعات

* تا به حال تپق هم زده اید؟

مگر می شود که اجرا بدون تپق باشد؟!

* چیزی در ذهنتان مانده؟

آره، سال 80بود که داشتم بازی ایران و بوسنی را گزارش می کردم، دیدم در اواخر نیمه اول «پرویز برومند» خودش را گرم می کند تا وارد زمین شود، نیمه دوم که شروع شد توپ از بالای دروازه بیرون رفت و من فریاد کشیدم «و توپ از بالای دروازه پرویز برومند بیرون میره» که یک دفعه به من اشاره کردند که «داود فنایی» در دروازه ایستاده!

* اگر بخواهید یک انتقاد به اجرای خودتان بکنید...

فکر می کنم باید کمی پرحرف تر و پررو تر باشم. البته در زمینه اجرا. در زمینه گزارش این مسئله یک ذره فرق دارد و باید چیزهایی را رعایت کرد و نمی شود پرحرف و پررو بود، فکر می کنم اگر این موارد نبود شاید گزارشگری راحت تر بود.

* یعنی چه حرف هایی را نمی شود گفت؟

یک سری حرف ها به ذهن آدم می آید که مثلا باید به یک بازیکن یا فلان تیم بگوید، ولی می بینی بعد از گفتن این حرف شاید دردسر درست شود.

* وقتی می خواهید گزارش یک مسابقه را شروع کنید، معمولا چه چیزهایی را به شما گوشزد می کنند؟

هیچی، حالا دیگر به ما اطمینان دارند، شاید در بعضی بازی ها به خاطر حساسیت بازی تذکری داده شود، مثلا در بازی سرخابی ها بگویند که «حواست باشد طرفداری نکنی». ولی این ها مال قبلا بود، الان معمولا چیز خاصی تذکر نمی دهند.

* اصلا چه کسی تعیین می کند که این بازی را عادل گزارش کند، شما یا جواد خیابانی؟

معمولا تهیه کنندگان و مدیران گروه، که البته در بازیهای حساس، مدیران بالاتر هم در این انتخاب تاثیر گذار هستند.

* آقای میرزایی! این همه اطلاعاتی که به مخاطب می دهید، واقعا از کجا می آید؟ اینکه دیشب عروسی خواهر فلان بازیکن بوده یا مثلا فرزند این بازیکن هفته قبل به دنیا آمده؟!

خب وقتی کسی از بچگی در این کار باشد و عشقش این باشد که فلان فوتبالیست چه طور است، وقتی بزرگ هم شود و مخصوصا گزارشگر هم باشد باید مجلات خارجی را بخواند، اینترنت را دنبال کند و اطلاعاتش را قوی تر از این که هست کند.

* بعد از این همه پیشرفت مزدک میرزایی به قله نهایی در گزارشگری رسیده؟

نه، چون هرکس فکر کند به قله رسیده، سقوط کرده. به حال هرکسی هدف هایی دارد و من هم می خواهم هنوز کارم را ارتقا دهم.

* ارتقا یعنی چی؟ شما الان یک بازی را گزارش می کنید و تمام می شود، مثلا اگر ارتقا داده شود چطور می شود؟

مثلا ببینید هر گزارشی تمام می شود، دائما در ذهنم است که کاش در فلان جا این را می گفتم و یا این جمله را زودتر می گفتم. در این یکسال اخیر من سعی کرده ام تعویض مربیان را پیش بینی کنم، حالا هم سعی دارم بتوانم در این زمینه پیشرفت داشته باشم.

       در جلسه شورای ورزش صدا و سیما

* بدون تعارف بگویید طرفدار کدام تیم هستید؟

واقعا من طرفدار هیچ تیمی نیستم.

* نیستید یا نمی توانید باشید؟

شاید اگر شغلم این نبود طرفداری می کردم و اصلا می رفتم در جایگاه می نشستم و تشویق هم می کردم.

* حالا فکر می کنید قهرمان این فصل لیگ کدام تیم است؟

استقلال، البته به شرطی که نگویید استقلالی ام!

* مردم چه می گویند؟

مردم هم همیشه اولین چیزی که از من می پرسند، این است که من استقلالی ام  و یا پرسپولیسی؟ یا اصلا خودشان قضاوت می کنند و می گویند که تو قرمزی یا تو طرفدار آبی هستی!

* بیشتر می گویند آبی یا قرمز؟

یکی دو سال است که بیشتر می گویند پرسپولیسی هستم.

* از تیم های خارجی بازی کدام یکی را می پسندید؟

از قدیم الایام تیم ملی ایتالیا را دوست داشتم و کلا فوتبال ایتالیا را به سایر کشور ها ترجیح می دهم.

* بهترین دوست مزدک میرزایی؟

قطعا «عادل فردوسی پور» چون از قدیم با هم بودیم و تقریبا باهم وارد این کار شدیم.

* شما یکی از کسانی بودید که در بطن مشکلاتی که برای «نود» به وجود آمد، حضور داشتید، درست است که قرار بود به جای عادل مجری 90شوید؟

آن موقع که مشکل به وجود آمده بود، عادل زیاد مایل نبود که اجرا کند ولی راضیش کردیم که این کار را انجام دهد. راستش با من که صحبتی نشد، ولی اگر هم می شد قبول نمی کردم، چون عادل جا افتاده در این برنامه.

* فکر می کنید این مشکلات به خاطر چه بوجود آمد؟

به طور کلی ما مردمی هستیم که وجه انتقاد پذیریمان حد پایینی دارد. در اینجا هیچ کس قبول ندارد که مقصر است. اتفاقا در جایگاه تلافی هم بر می آیند، مثلا یک بار چیزی علیه کسی می گوییم، بعد می بینیم که هرچه خواسته در روزنامه ها درباره ما گفته، جالب است که در این زمینه من سابقه دار هستم.

                         در...

* اینجا که ما داریم صحبت می کنیم، دفتر شرکت تبلیغاتی شماست، چرا به سمت شغل دوم رفتید؟

وقتی چرخ زندگی نچرخد، خب مجبوریم رو به کارهای دیگر بیاوریم. درست است که شغل ما از بیرون شغل پر در آمدی دیده می شود، ولی واقعا اینطوری نیست.

* مدتی است که در رسانه های مکتوب هم قلم می زنید...

بله، من از همان سا 76 در «تماشاگران» می نوشتم و از سال 80 بود که با «جام جم» همکاری کردم و دارم ادامه می دهم، بعد از عید هم یک سایتی راه می اندازم که همه مطالبم را در آنجا می زنم.

* چه سایتی؟

شما اولین نفری هستید که برایتان توضیح می دهم؛ در حال راه اندازی سایتی به نام «فوتبال ما» هستیم و سعی می کنیم تمام اخبار و اتفاقات فوتبال ایران و خارج را مورد بحث خبری قرار بدهیم و مطمئن باشید که با همه سایت های ورزشی دیگر متفاوت خواهد بود.

* دقیقا کی راه اندازی می شود؟

کارهای مقدماتی و فنی سایت از 6ماه پیش در حال انجام است و فکر می کنم اواخر فروردین راه بیافتد.

* اگر از همین فردا بگویند که دیگر نباید گزارشگری کنید، سراغ چه کاری می روید؟

همین کار سایت یا مطبوعات!

* فکر می کنید اینها آنقدر پولساز هستند که چرخ زندگی بچرخد؟

به هر حال از گزارشگری بیشتر پولساز است!

* تا به حال شده به مرحله ای برسید که از گزارشگری زده شوید؟

خب گاهی یک سری انتقادهای عجیب و غربیی به کارمان می شود که دچار چنین حسی می شویم که شما گفتید. مثلا بازی استقلال و الاتحاد را که گزارش می کنیم، طبیعتا باید طرفدار تیم کشورمان باشیم، اما می گویند شما استقلالی هستید. البته ما هم عادت کرده ایم و پوست کلفت شده ایم.

* رابطه تان با فوتبالیست ها چطور است؟

رابطه خاصی ندارم، مگر در حد یک سلام و علیک دورادور!

* شده به خاطر حفظ این رابطه ها هوای یک بازیکن را در گزارشتان داشته باشید؟

آره شده، ولی شاید کمتر از ده درصد به گزارش بازی تاثیر گذاشته، ممکن است جایی بوده به بازیکنی که دوستش داشتم و جایی بد بازی کرده زیاد گیر ندادم و تیکه نینداختم.

* تا به حال کس از شما خواسته از چهره تان استفاده ای غیر از گزارشگری بکند؟ مثلا بازیگری...

پیشنهاد بازیگری که به آن شکل نداشتم، چون خودم هم علاقه ای ندارم، ولی پیشنهادهای دیگری مثل حضور در کارهای تبلیغاتی بوده که که نمی شود قبول کرد.

* تکیه کلامتان در اجرا؟

من زیاد تکه کلام ندارم، ولی از یکی دو سال پیش اصطلاح «سوپر گل» یا «فوق واکنش» را گاهی استفاده می کنم.

* بهترین بازیکن ایران؟

سوال سختی است؛ اما فکر می کنم «جواد نکونام» الان لایق این لقب است، چون در سطح اول فوتبال اسپانیا بازی می کند و به مرز پختگی هم رسیده.

* و در خارج؟

بازیکن خوب خارجی زیادند، اما فکر می کنم «لیونل مسی» مهار ناپذیر باشد.

* بهترین گزارشگر ایران؟

در این مورد نمی توانم اظهار نظری کنم.

* سالی که گذشت چطور بود؟

سال متوسطی بود، چیز خاصی درش نبود که بگویم سال خیلی خوبی بود.

* سال جدید را چطور پیش بینی می کنید؟

فکر می کنم از نظر ورزشی سال موفقیت ایران باشد، دو سه ماهه اولش توجه همه را به خودش جلب می کند. از نظر اجتماعی هم فکر می کنم وضعیت مردم بهتر شود و مشکلات اقتصادی کمتر.

* ایران به جام جهانی می رود؟

شاید... اما با این 3 تساوی که گرفتیم، خیلی کارمان سخت شده.

* یک آرزوی مزدک میرزایی در نوروز برآورده می شود، آن آرزو چیست؟

صعود ایران به جام جهانی و بالا رفتن از مرحله مقدماتی.

* ازدواج کردید؟

نه

* ازدواج کردن هم می تواند آرزوی خوبی باشد؟

(می خندد) بله، این هم خوبه!

* و اگر بگویند که مزدک میرزایی فقط یک روز دیگر در این دنیاست، این یک روز را چه می کنید؟

می روم از همه کسانی که با آنها در ارتباط بودم حلالیت می طلبم.

* یک دروغ نوروزی؟

ایران قهرمان جام جهانی می شود!

                                                یک جمله ای ها

* عادل فردوسی پور...

 دوست صمیمی و باهوش

* جواد خیابانی...

 خیلی کمکم کرد.

* علی دایی!

اسطوره فوتبال

* خداداد عزیزی؟

غزال تیزپای فوتبال ایران

* شغل دوم

امرار معاش

* تپق...

 امیدوارم کمتر شود

* فوتبال؟

 زندگی

نوشته شده توسط مسعود حکم آبادی | موضوع: ورزشي | لينک ثابت |